" امن ترین جای دنیا خانه خداست٬ جایی امن تر از خانه خدا نیست٬ اما حتی اونجا هم زن و مرد در کنار هم راه می روند و کنار هم هستند٬ حالا اینجا که دیگه استودیو است و ما ...."
می خواهید راحت تر هم باشید آقای مجری؟!
شنیدم رهبر معظم انقلاب در بازدیدشان از نمایشگاه کتاب، روی 2 کتاب دست گذاشته اند که یکی از انها رمان فاخر " نامیرا " بوده است. به همین بهانه نگاهی به نامیرا می دارم هرچند ناقص و نارسا:
رمان عاشورایی " نامیرا" اثری است ستودنی از صادق کرمیار که انتشارات نیستان چاپ دوم آن را نیز وارد بازار کرده است.
نامیرا داستان نفاق و تزویر و منفعت طلبی است. داستان مردمانی است که در یک پیچ بزرگ تاریخی٬ مردد و مشکک می شوند در انتخاب یک مسیر. مسیری که خیلی هایشان اشتباهی انتخاب کردند و خود را برای همیشه روسیاه نمودند.
رمان، بيان فوق العاده گيرايي دارد و به نظرم به خوبي توانسته نفاق و تزوير كوفيان را نشان دهد. وقتي حالات شبث ابن ربعي را ترسیم می کند، پرده از عمق نفاق چنين شخصيتي بر مي دارد.
هركس در اين رمان نشان دهنده يك تيپ شخصيتي در بين خواص در اسلام است.
عمرو بن حجاج نماد آنهايي است كه جهاد ومبارزه را براي ارتقاي حال و روز خود و قبيله خود مي خواهند.
شبث نماد منافقيني است كه محافظه كارانه منتظر فرصت هاي منفعت دار است.
ربيع نشان دهنده كساني است كه عمق ديني و اعتقادي ندارند ولي بواسطه حادثه اي كنجكاو و احساساتي مي شوند.
عبدالله نماد كساني است كه دغدغه دین دارد، گرچه بين تشخيص حق و باطل مردد است و در نهایت راه را از بیراه تشخیص می دهد.
و البته قهرمان داستان عبدالله بن عمیرکلبی است.
وی که افتخارش نبرد با کفار و مشرکین و در مرزها و ثغور اسلام است٬ به عنوان یک جنگجوی قهرمان بین مردم - حتی مخالفانش- مورد احترام و تکریم است. عبدالله تا انتها از جنگ بین مسلمانان ناراحت است و سخت در اضطراب. می خواهد برود از شهری که در آن بوی مسلمان کشی به مشامش می رسد.
وی در ابتدا با عقل معاشش به ماجرا می نگرد و می گوید: حضرت علی(علیه السلام) و فرزندش امام حسن (علیه السلام) شهید نامردی مردمان کوفه شدند، پس حسین بن علی(علیه اسلام) با عقل و تدبیرش به این نتیجه می رسد که دعوت کوفیان را اجابت نکند.
عبدالله دلش برای حسین(علیه السلام) می سوزد و از خود می پرسد که چرا همچو اویی خود را در فتنه دیگران انداخته است و...
داستان ازدواجی که در نامیرا آمده خیالی است ولی مابقی ماجراها واقعیتی است که باید عبرت ها از آن گرفت.
تکه طلایی کتاب
پاسخ انس به عبدالله بن عمیر:
" و اما من! هرگز برای امام خویش تکلیف معین نمی کنم٬ که تکلیف خود را از حسین می پرسم. و من حسین را نه فقط برای خلافت که برای هدایت می خواهم. و من ... حسین را برای دنیای خویش نمی خواهم٬ که دنیای خود را برای حسین می خواهم. آیا بعد از حسین کسی را می شناسی که من جانم را فدایش کنم؟"
به هرحال ما لذت برديم از اين رمان
دست كرميار درد نكناد
در مجلس روضه ای نشسته بودم. صف جلویم یکی از سرداران بنام و پرافتخار دفاع مقدس که درحال حاضر فرمانده سپاه هم هست٬ نشسته بود. شخصا علاقه شدیدی به ایشان داشته و دارم. به نوعی می توان گفت پشت گرمی بچه های بسیجی در شهر و استان ایشان هستند.
کنارم هم یک آقایی با کودک ۴-۵ ساله اش نشسته بود.
پسربچه طبق خصلت کودکی اش٬ مشغول شیطنت و سر وصدا بود. پدر که از پس آرام کردنش بر نمی امد٬ ناچار متوسل به سردار شد:
"بچه جان بشین! اگه نشینی این آقا دستگیرت میکنه می بردت زندان! این آقا پلیسه تفنگ هم داره. دعوات می کنه ها!؟ "
بچه بیچاره تا آخر مجلس نگاهش روی "آقاهه" ای بود که خطرناک است و تفنگ دارد و می تواند او را دستگیر کند...
یکی از بزرگترین وقایع تاریخ سی و سه ساله انقلاب اسلامی، عملیات نظامی آمریکا در صحرای طبس و شکست مفتضحانه آنها به اذن و اراده خداوند متعال است. حادثه ای که هرگز از ذهن و یاد آمریکاییها پاک نخواهد شد، حتی اگر خود ما آن را فراموش کنیم!

۵ اردیبهشت هرسال به مناسبت این روز بزرگ، مراسمی در محل وقوع حادثه برگزار می گردد. امسال گویا قصد دارند عظمت کار را قدری بیشتر کنند و برنامه ای آبرومند برگزار کنند.
یکی از برنامه های جانبی این مراسم، نمایشگاهی از کتاب های منتشر شده مرتبط با واقعه طبس است. حقیر موظف شدم تمام کتاب هایی که در این رابطه منتشر شده تهیه کنم.
در کمال ناباوری و پس از جستجو، تنها ۱۱ عنوان کتاب پیدا کردم. تازه از این ۱۱ عنوان، ۲ عنوان نوشته خود آمریکایی هاست، ۱ عنوان کتاب کودک است و ۱ عنوان هم ترجمه دیگری از کتاب امریکایی هاست! (به پینوشت همین پست مراجعه نمایید)
به نظرم این یعنی عمق فاجعه!
یکی از دغدغه های تبیین و صدور انقلاب اسلامی، کم کاری در حوزه نشر کتاب فاخر در عرصه تاریخ و وقایع مهم انقلاب بوده و هست که در بیانات رهبرمعظم انقلاب نیز به چشم می خورد، با این وضعیت مشکل است مفاهیم و اعتبارات انقلاب را به نسل های آینده منتقل کرد، چه برسد به صدور انقلاب!
البته شکی نیست که ریشه های این انقلاب در آسمان است و امروزه مفاهیم انقلاب خمینی تا قاره های دور نیز رسیده است، اما وظیفه ثبت و ضبط و حراست از تاریخ انقلاب به عهده ماست و توجیهی برای فرار از این تکلیف نخواهد بود.
دوست و دشمن معترفند که شکست آمریکا در صحرای طبس چیزی جز معجزه الهی نبوده است. آیا ارزش این معجزه بزرگ به قدر تلاش برای انتشار حداقل ۵ رمان و داستان فاخر نیست؟!
به هرحال ما که دل مان به درد آمد! ای کاش مسئولین تقویم فرهنگی اندکی توجه به مسائل فرهنگی هم داشتند...
پــــــــــــــــــ یـــــــــــ نوشتـــــ
عناوین کتب مرتبط با حادثه طبس:
ـ واقعه طبس و الامدادات الغیبیه/ وزاره الارشاد اسلامی،دائره التخطیط و التنسیق لاعلام الخارجی/1363 (به زبان عربی).
ـ نيروي دلتا از پليمي تا طبس/ چارلی بکويث و دونالد ناکس؛ ترجمه رضا فاضل زرندی / اميركبير / 1365.
ـ حادثه طبس / چارلي بكویث؛ ترجمه جامعه مدرسين حوزه علميه قم / جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامي (قم) / 1367.
ـ طبس، مصداقي بر سوره فيل(نگرشي بر ماجراي فيل) / ترجمه و تنظيم دانشجويان مسلمان پيرو خط امام خميني(ره) / مركز نشر اسناد لانه جاسوسي / 1370.
ـ خال خالي و طوفان شن / محمد انجم شعاع / قلم آشنا / 1380.
ـ ماجراي طبس / علي اشرف پرگاري / پرگار / 1380.
ـ عقاب در آتش (روایتی از شکست آمریکا در طبس) / عباس آقايي/ مركز اسناد انقلاب اسلامي / 1385.
ـ به سوي طبس/ ويلي شيرك لوند،ترجمه فرخنده نيكو و ناصر زراعتي/خانه هنر و ادبيات گوتنبرگ/ 1385.
ـ شكست طبس / مريم جمشيدي / كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان / 1385.
ـ طبس/ رها مولویان / روزنامه ایران، موسسه انتشاراتی / ۱۳۸7.
ـ هجوم با نگاهی به زندگی شهید محمد منتظرقائم/ حمید نواییلواسانی / نشر شاهد / 1387.
ضمناً اگر کسی کتاب دیگری می شناسد خبر دهد.
* این لینک رو هم بیینید. مرتبط است ( http://shureshgar.blogfa.com/post-75.aspx )

سرانجام جلسه سوال از رییس جمهور هم برگزار شد تا تابوی بزرگی که مدت هاست بر سر جامعه سایه انداخته و مردم را بیچاره کرده بود، بشکند!!!!!!
جلسه ای که ماه هاست برخی نمایندگان مجلس هشتم خود را برای ترتیب دادنش به آب و آتش می زدند تا حضرت تابو را بشکنند برگزار شد.
البته آنطور که حداقل من پیش بینی می کردم نشد. پیش بینی حقیر این بود که احمدی نژادی که چند ماه است فشارها و فحش ها و توهین ها را تحمل کرده حالا فرصتی پیدا می کند تا پته خیلی از نمایندگان را روی آب بریزد و دوباره تشنج تازه ای به همین بهانه در کشور ایجاد شود.
اما مثل اینکه خیلی خویشتن داری کرد. البته برخی پاسخ های احمدی نژاد بی معنا و گنگ بود. مثلا اینکه در مورد جایگاه مجلس مطلبی را با استدلال مطرح کردم و شما هم با استدلال جواب بدهید، یا اینکه درمورد خانه نشینی: این وصلهها به دولت نميچسبد اما زندگي من نشان ميدهد كه با عمل، بيان درست و منطقي از ولايت دفاع كنم و ... اصلا پاسخ به سوال نبود، پاک کردن صورت مساله بود.
درمورد سوال حجاب و عفاف هم می توانست پاسخ قوی تری بدهد.
بزرگترین عیب پاسخگویی احمدی نژاد هم نوع ادبیات و بخصوص اصرار بر شوخی کردن بود. درباره مدرک گرفتن با شاسی هم گرچه واقعیتی تلخ است { و بنده بشدت حال کردم!!} اما مطرح کردنش در صحن علنی مجلس اصلا کار جالبی نبود و اتفاقا همین مساله پیراهن عثمان داغدیدگان از پاسخ های احمدی نژاد خواهد شد!
نکته دیگر، سکوت آن دسته از نمایندگانی است به دور دوم انتخابات رفته اند و به احتمال زیاد برای از دست ندادن رای خود، فعلا سکوت را بر فحاشی ترجیح می دهند! و البته آنهایی که رای نیاورده اند شیپور توهین و فحاشی را علیه رییس جمهور راه خواهند انداخت.
در کل امروز نمایشی بی محتوا پخش شد که بزرگترین متضررش مردمی هستند که علاوه بر تحمل بداخلاقی های چندماهه هردو طرف، وقتی را که نمایندگان و مسئولین و بخصوص شخص رییس جمهور باید برای رسیدگی به امور مملکت در ایام نزدیک به عیدنوروز صرف می کردند، صرف تهیه و تدارک این نمایش کردند تا باز هم مثل همیشه قربانی بداخلاقی ها و سیاست بازی های حلقه ای از سیاسیون ناآگاه، مردم باشند.
سایت بالاترین در لینکی نوشت:

چندتا از نظرات بالاترینی ها را محض خنده براتون میذارم:
- شرم بر هواداران و مدافعین شیاد خندان!! ننگ بر شیادان عوامفریبی که با گذشتن از خون ندا ها و سهراب ها برای بازگشت به قدرت به ج.ا مشروعیت دادند!!!
- چقدر حقيرند خاتمي چيان،وگرنه خاتمي كه خود تنها يك ملاي شياد است
- من بسیار خوشحالم که دست اصلاح طلب ها به مرور زمان باز شد، ولی حیف اون ها که برای آزادی کشته شدن و اسمشون رو جمهوری اسلامی دزدید
- 
حضرات اصلاح طلب و مخالف نظام باید این رفتارها را ببینند و ببینند که دل شان را به چه کسانی خوش کرده اند! به راحتی اینهمه فحش و ناسزا به خاتمی می دهند که چرا رای داده!
البته فحش های بدتری نیز هست که از انتشارشان صرف نظر می کنم.
آقا فرمودند و ما هم سیلی محکم تر را نواختیم. نوش جان نتانیاهو و اوباما
حتی اگه خود خاتمی هم مجبور به اقرار شد که بگه رأی داده به هيچ وجه باور نکنيد اينها همه توطئه است.کار استکبار جهانی است ،کار سانديس خاران است.کار بسيجيان است.دلخوش به اين مقدار نباشيد.آب و برق مجّانی ميکنيم.اوتوبوس را مجّانی ميکنيم .اصلا همه تان را مجّانی ميکنيم.
های همشهريان ساده بالاترينی.